close
چت روم
ارباب حلقه ها

ارباب حلقه ها

ارباب حلقه ها

ارباب حلقه ها
ارباب حلقه ها
آموزش و کدنویسی فایل های گرافیک وردپرس گالری عکس قالب سایت
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
  • راهنمای وبلاگ
  • گله از بازدیدکنندگان
  • 209 ثانیه ای ک ذهن شما را منفجر میکند
  • کدامین نعمت پروردگارت را تکذیب میکنی؟
  • مرتضی پاشایی
  • خسرو حیدری مهمان امیر تتلو +عکس
  • رضا صادقی -شش تایی
  • اس ام اس های ضد پسی
  • گوشی دکتر محمدجواد ظریف چیه+عکس
  • فاجعه!!!
  • محل تبلیغات شما

    ارباب حلقه ها

    این مطلب رو در شنبه 24 اسفند 1392 ساعت: 17:16 در سایت قرار داده است.

    بازیگران
    یان مک کلن (گاندولف) / ویگو مورتنسن (آراگورن) / اورلاندو بلوم (لگولاس) / الیجاه وود (فرودو) / شون آستین (سام وایز گمجی) / کیت بلانشت (بانوی جنگل، گالادریل) / سالا بیکر (سایرون) / کریستوفر لی (سارومان) / یان هولم (بیلبو بگینز) / دومینیک موناگان (مری برندی باک) / بیلی بوید (پره گرین توک، پیپین) / شون بین (بارومیر) / برنارد هيل (تئودن) / كارل اوربان (ايمور) / اندی سرکیس (گالوم)

     

    ارباب حلقه‌ها رمانی خیال‌پردازانه و حماسی (High fantasy) است که به قلم ج.آر.آر. تالکین واژه شناس و استاد دانشگاه آکسفورد نگارش شده است. این داستان ادامه‌ای بر اثر پیشین تالکین با نام هابیت است که داستانی فاتنزی می باشد. این کتاب طی ۱۲ سال از سال ۱۹۳۷ تا ۱۹۴۹ که بیشتر آن در زمان جنگ جهانی دوم بوده نگارش شده است. اگر چه این کتاب در بین خوانندگان به شکل یک سه گانه جا افتاده است، اما در ابتدا بنا بود تا این اثر جلد اول کتاب سیلماریلیون باشد که نویسنده به خاطر دلایل اقتصادی تصمیم گرفت تا جلد دوم را حذف کند و کتاب ارباب حلقه‌ها را در سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۵ در سه جلد منتشر کند. از آن زمان تا کنون کتاب ارباب حلقه‌ها بارها تجدید چاپ شده و به زبان های زیادی ترجمه شده است و هم اکنون یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین کتابهای ادبیات در قرن ۲۱ می باشد. ارباب حلقه‌ها در سال ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ در سه جلد - با عناوین یاران حلقه، دو برج و بازگشت پادشاه - چاپ شده‌است.

    یاران حلقه

    اين فيلم از معدود فيلم هايي است که سرسپردگي عميق کارگردانش را به رمان اصلي نشان مي دهد. جکسون تمام توانايي اش را براي اين اداي احترام به کار مي گيرد و در نتيجه تلفيقي بي کم و کاست از فيلمساز و نويسنده خلق مي کند. شگرد جکسون در اين حماسه زيبا اين است که همان حس تشويش و نگراني را که شخصيت هايش تجربه مي کنند به تماشاگران منتقل مي نمايد.

    ساخت دنیای تاریكی همراه با تمامی شخصیت های آن با مكان های فوق العاده همراه با داستانی بسیار قدرتمند. در این فیلم شاهد هابیت ها، جادوگران، جن ها و سواران تاریكی هستیم كه از جهنم فرود آمده اند تا حلقه را پیدا كنند. تمام این ها روی هم رفته یك فانتزی مخصوص بزرگسالان را تشكیل می دهد.

    حلقه، مسلما نمادي از قدرت هاي مادي است كه باعث واكنش افراد مختلف در برابرش مي شود. افرادي كه حاضر هستند همه را نابود كنند تا حلقه قدرت را در دستانشان داشته باشند. طوري كه كاراكتر فرودو كه يك هابيت ضعيف الجثه است، مسؤول نابودي حلقه مي شود، گرچه در اواخر داستان او هم فريب مي خورد ولي با دادن كفاره گناهش (انگشتش)، در نهایت حلقه را نابود مي کند.

    سارومان مظهر حضور شیطان و سایرون نمادی از شیطان است. قطعاً عنوان یاران حلقه که عنوان اولین مجموعه بوده نشان دهنده فرشته هایی هستند که در نابودی حلقه و مبارزه با شیطان نقش داشتند. براي قهرمان ما فرودو که هدفش زدودن و پاک کردن نيروهاي شيطاني از زمين ميانه است، اين خلوص، خود را به صورت مبارزه با وسوسه به دست کردن حلقه و تحليل رفتن توسط نيروي مخرب آن، نشان مي دهد و فرودو مزه چيزي که ممکن است در آينده پيش بيايد را چشيده است.

    تالکین در داستان حلقه ها در جستجوی اراده، قاطعیت، وفاداری و در نهایت ایمان است و راه های فراوانی برای نشان دادن مفهوم خلوص و پاکی قلب جسته است. شاید شیطان از راه های بی شماری بتواند قلب انسان ها را تسخیر کرده و آنها را فریب بدهد اما بهترین گزینه ای که شیطان توسط آن می تواند قلب انسان را کاملا فاسد کند، قدرت است. کسی که به قدرت می رسد اگر کوچکترین لغزشی کند تمامی گناه ها را به راحتی و یک جا مرتکب می شود. در طول تاریخ ثابت شده است که قدرت فسادهای زیادی را برانگیخته است.

    انسان همیشه تشنه قدرت است و این بزرگترین نقطه ضعفش در برابر وسوسه شیطان است. حلقه نمادی است از وسوسه شیطان برای به دست آوردن قدرت و چه زیبا انتخاب شده است نماد آن حلقه که انسان را در بر گرفته و بر ما مثل ماری چنبره می زند که رهایی از آن بسیار دشوار است. چه زیباتر این نماد با طلا مزین شده است که باعث فساد بی شماری در طول تاریخ شده است.

    طلا و قدرت، دو گزینه مکمل هم هستند که توسط آن ها انسان به قعر جهنم سقوط می کند. در جایی که انسان های فریب خورده اسیر ارباب تاریکی، شیطان هستند. در حقیقت این فقط یک فیلم با جلوه های ویژه خارق العاده نیست که بیننده را جذب می کند بلکه وجود شخصیت هایی متفاوت و آزمایش شدن آن ها توسط حلقه ما را مجذوب داستان می نماید، زیرا ما با این شخصیت ها همذات پنداری می کنیم. ما نیز در زندگی با موقعیت هایی این چنینی مواجه می شویم و اگر از این امتحانات سربلند بیرون بیاییم موفق هستیم و بر حلقه پیروز شده ایم.

    دیگر تم اصلی داستان سفر است. قهرمان داستان برای از بین بردن حلقه و حفظ پاکی قلب و نجات دنیا سفری را آغاز می کند که طی آن بارها مورد آزمایش قرار می گیرد. سفر در ادیان مختلف و اعتقادات و باورهای قدیمی سیرو سلوکی است که انسان را می سازد. سفر طریق انسان سازی است.

    دو برج

    یکی از جنبه های استادانه برج ها، این است که چنین فیلمی پر از گداز و تغییر، نزدیک به سه ساعت طول می کشد و باز هم تا آخرین لحظه توجه تماشاگران را جلب می کند. از آن جایی که برج های دوگانه باید به میزان کافی داستان را برای قسمت بعدی محفوظ نگاه دارد از مناسبات احساسی بسیار سرسری می گذرد و بیشتر به خلق صحنه های اکشن و جذاب می پردازد. دو برج یک موفقیت کامل و درخشان در عرصه صنعت و هنر سینمای معاصر به شمار می رود. فیلم صحنه های باشکوهی دارد که تا سالیان سال در ذهن تماشاگر حک خواهد شد.

    صحنه های مربوط به هلمز دیپ که در کتاب تالکین فقط ده تا دوازده صحنه را به خود اختصاص داده، سی دقیقه از فیلم دو برج را شامل می شود (این هنر یک کارگردان است که سی دقیقه تماشاگرش را پای صحنه های اکشن بنشاند) این صحنه ها فوق العاده باشکوه از کار درآمده است.

    ارزش کار در این صحنه ها فقط به جلوه های ویژه برنمی گردد بلکه گریم، صحنه آرایی، طراحی اکشن، لباس ها و جلوه های ویژه غیرکامپیوتری نیز در خلق صحنه های مذکور دخیل و سهیم بوده اند.

    یکی دیگر از ویژگی های بزرگ هر دو فیلم ارباب حلقه ها تاکید فیلمساز بر روی عناصر انسانی و کار بر روی کاراکترهاست.

    در فیلم های اکشن معمولا همه توجه معطوف اکشن و صحنه های زد و خورد می شود. اما دو برج و یاران حلقه از این قاعده مستثنا هستند. مطمئنا آن دسته از تماشاگرانی که قسمت نخست (یاران حلقه) و یا کتاب ارباب حلقه ها را نخوانده اند در درک داستان فیلم دو برج با مشکل مواجه خواهند شد. اما جذابیت ها و کاراکترهای جدید به قدری تاثیرگذار می باشد که بیننده را مجذوب می کند.

    مخلوق کامپیوتری فیلم(گالوم یا اسمیگل)، همان قدر طبیعی به نظر می رسد که دیگر کاراکترهای فیلم به نظر می رسند. او هابیتی است که زمانی توسط حلقه اغوا شده و اکنون از نظر جسمی و روحی کاملا به هم ریخته است. اندامی نحیف و خمیده دارد با پوستی مومی شکل، شفاف و غشایی که فقط محتویات بدنش را نگاه می دارد. اسمیگل از درون شکافته شده است. موجودی عقب مانده، آشفته و مریض است که همواره سعی در دوست شدن با هابیت ها و خشنود نگاه داشتن آن ها دارد. او پدیده ی منحصر به فرد سه گانه ارباب حلقه ها می باشد، اسمیگل از کاراکترهای فانتزی می باشد که در قسمت دوم ظاهر می شود.

    یکی از صحنه های فوق العاده فیلم مربوط به این کاراکتر بوده، درگیری اسمیگل با نیمه خبیثش دیدنی و متحیرکننده است. قسمتی که او گرفتار شده و سربازان او را می آزارند تا بگوید فرودو و سم را کجا می برده حاکی از وجود انیماتورهای برجسته و کاربلد است. حرکات او همگی بر اساس انیمیشن ها شبیه سازی شده است. او کاملا شخصیتی پذیرفتنی دارد و هیچ تفاوتی با دیگر کاراکترهای فیلم ندارد، البته این خصلت جزو کاراکترها (حتی حاشیه ای) می باشد که در عین تخیلی بودن باورپذیر هستند.

    تری بیرد نیز یکی دیگر از مخلوقات کامپیوتری است. او درختی می باشد که راه می رود و سخن می گوید. دوستان فرودو به وسیله او نجات پیدا کرده و به فرودو می پیوندند. این یکی هم معرکه و تماشایی است. حرکات او نیز مانند اسمیگل به قدری جالب و انعطاف پذیر می باشد که به جمع کاراکترهای انسانی پیوسته است. او و بیشتر درختان منطقه مورد هجوم سایرون قرار گرفته اند.

    بازگشت پادشاه

    یکی از جذابیت های قسمت پایانی این تریلوژی سینمایی آن است که تماشاگر بدون این که کتاب ارباب حلقه های تالکین را خوانده باشد می تواند با قصه وماجرای داستان ارتباط برقرار کند. اینجاست که باید تمام اتفاقات به نتیجه ای معقول و حساب شده برسد و بیننده را همراهی کند. صحنه های نبرد قسمت سوم یعنی بازگشت شاه پخته تر و واقعی تر از قسمت های پیشین بوده به طوری که احساس می شود هیچ نشانی از انیمیشن کامپیوتری در آن به چشم نمی خورد. یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند پیتر جکسون در بازگشت شاه شیوه ای است که او برای جمع کردن داستان انتخاب کرده است.

    او به شکل هوشمندانه و ظریفی تمام مسیرهای فرعی داستان را به شاهراه اصلی طرح داستانی اش هدایت می کند و در پایان نتیجه ای واقعی و حقیقتی جهانی را از آن استخراج می کند. نبرد بین خیر و شر که بارها و بارها در دنیای تصویر درقالب های داستانی گوناگون و متفاوت روایت شده و پایانی محتوم را به نمایش گذارده است به بهترین شیوه به تصویر درآمده است. خارج شدن روشنایی و امید از دل سیاهی مطلق در تریلوژی ارباب حلقه ها پیام پیروزی حقیقت، خوبی بر بدی مطلق توسط این سینمایی پرخرج و زیبا به بهترین نحو انتقال یافته است. تمام سه گانه ارباب حلقه ها (نه جزء به جزءآن) به عنوان یک اثر هنری منسجم و تمام عیار هویت خاص خودش را دارد، سه گانه ارباب حلقه ها با موفقیت گسترده تجاری و هنری خود توانست به یکی از آثار تاریخ ساز سینما بدل شود. با این تفاسیر به نظر شما قلع و قمع کردن چنین اثری خیانت و جسارتی عظیم نیست؟

     

    سه گانه ارباب حلقه ها

    فیلم ارباب حلقه ها در مورد سفر ابدی انسان به سوی آزادی از هر نوع شری می باشد، آزادی از هر آن چه که وجود دارد و سرنوشت انسان را بیان می کند. انسانی که در بهشت زندگی می کرده است و قدرت کامل و برتر او را وسوسه کرده تا به زندگی فانی و محدود قدم بگذارد. زیرا طرز استفاده از قدرت را نمی دانسته است و قدرت را به نفع خود و بر علیه دیگری به کار گرفته است.

    غافل از این که اگر جهان نابود شود، او نیز نخواهد بود. با وجود شرارت بسیاری که در وجود انسان ریشه می دواند، بالاخره زمانی می رسد که کنترل قدرت از دستش خارج می شود و به دست نیروی پاک و ساد وجودش می افتد. او نیز نمی تواند مدت زیادی آن را نگه دارد و نیروهای برتر درونی انسانی که آگاه ترند، درک می کنند که باید از این قدرت درست استفاده شود. نباید به خدمت خواسته های حقیر آنان در آید بلکه لازم است به همه انسان ها، موجودات و جهان هستی خدمت کند.

    در جدال عظیم زندگی، بالاخره انسان پی می برد که تنها یک ماهیت و یک شعور مطلق است که از این نیرو و قدرت تام، به نفع همه و مدبرانه استفاده می کند. همه آن را برای خدمت به خویش می خواهند و جلب رضایت یک فرد الزاما در راستای جلب رضایت همه نیست.

    بالاخره نیروی پاک درونی که همه را دوست دارد، انسان را وا می دارد که قدرت را به خدا واگذارد تا انسان و جهان پایدار بماند نه این که تنها فردیت خویش را حفاظت کند. او پی می برد که بدون حکومت خدای واحد، زندگی او نیز دوامی نخواهد داشت زیرا جهان از بین می رود.

    پس سفر درونی خویش به سوی آزادی را آغاز می نماید. خود و قدرتش را از همه کس محفوظ می دارد و برای این کار از طرف تمامی نیروهای مثبت وجودش حمایت می شود. او خودش را از نیروهای مادی آزاد می کند ولی می بیند که نیروهای غیرمادی نیز قابل اعتماد نیستند و به شکلی ملایم تر، به فکر نوعی تصاحب قدرت هستند و آنان نیز برای برتری بر یکدیگر و کسب افتخار، تلاش می کنند. روح ماهیتی افتخار کننده و اهل شرف است. در نتیجه برتری جو می باشد. وی نیز لیاقت دردست داشتن قدرت را ندارد زیرا او نیز می خواهد که قدرت در انحصار وی باشد.

    انسان درمی یابد که این راه به آن سادگی که فکر می کرده است، نیست. درک می کند که باید قدرت را نابود سازد تا دست هیچ کس به آن نرسد. در واقع بین همه تقسیم گردد. وقتی هیچ کس دارای قدرت نابودی نباشد، همه خوشبخت و جاودانه خواهند بود. عاقبت با سختی های زیادی موفق می شود که حلقه قدرت را نابود سازد و به اصل آن باز گرداند. آن گاه به مهار قدرت دست می یابد.

    او دیگر توسط قدرت جذب نمی شود بلکه قدرت تحت تسلط اوست. حالا می توان گفت که دیگر قدرتی وجودندارد و در وجود او، تمامی موجودات به خوبی و خوشی زندگی می کنند. انسان درک می کند که در اعماق وجود هر چیزی از جمله خودش، حقیقتی ناب وجود داردکه کاملاً بی شکل است و در صورت ارتباط با آن می تواند حیاتش را به اشکالی کاملاً دلخواه، هدایت نماید. انسانی که به این درجه از شعور و درک می رسد، بر اساس قانون درونش زندگی می کند و به قانون درونی دیگران نیز عشق می ورزد. قدرت به قانون درونی مبدل می گردد. قانونی برای بودن به تمامی اشکال ممکن، که به همۀ صورت های وجود اعطاء می گردد.

    در نتیجه قدرت تجزیه شده و صورت هولناک خویش را از دست می دهد. بهره هر کسی از قدرت، این ست که بتواند تا ابد همان گونه باشد که دوستدارد و بهره او از بی قدرتی نیز آن ست که نتواند به دیگری آزار رسانده یا مانع سعادت وی گردد. بنا بر این جهان فردی آزاد و مستقل برای همه، هنگامی پا به عرصه ی وجود می گذارد که انسان در شکل رهای خویش بر جهان حکومت کند. دراین فیلم، حلقه نماد قدرت تام و چشم، نمادی از دیدگاهی شرورانه و قدرتطلبانه است، آن قدرت روحی ای که تمایل به حکومت زندگی و مرگ دارد و جهان راپس از زنده کردن به سوی مرگ می راند زیرا به اجزای وجود که هر کدام زندگی مستقلی دارند، علاقه ای ندارد.

    اسمیگل نیز با تمایل به در دست گرفتن قدرت، از آن جا سقوط کرده و به صورتی کریه که نشان از افکار و اعمال پلید وی دارد، درمی آید. وی زمان زیادی از قدرت بهره مند می شود؛ اما بالاخره به دلیل از بین رفتن تعادل اش، قدرت را ازدست می دهد. زیرا اگر طرز استفاده از قدرت را ندانیم، به خودمان و دیگران صدمه می زنیم. هر گاه قدرت در جهت منافع فردی حرکت نماید، جهانی محوری میسازد که در آن بردگی تن و روان دیده می شود. مراتب قدرت، به وجود آمده و به ارزش گذاری این مراتب از وجود، منجر می گردد. آزادی به جبر و تقدیر مبدل شده و بخشی از وجود به نام روح، بر بخش دیگری که جسم یا ماده نامیده می شود اعمال زور و قدرت می نماید و از جهاتی نیز برعکس آن اتفاق می افتد. سپس حلقه به دست بیل بو افتاد. او در جهت خواسته های ساده دلانه ی خویش از قدرت استفاده می کرد. دنیای وی محدود بود. تنها بهره ی او از این قدرت، عمری صدساله و داشتن قدرت های روحی – روانی بود. وقتی که قدرت در خدمت خواسته های یک شخص باشد بسیار محدود عمل می کند زیرا یک فرد به نسبت تمامی دنیا، خواهش ها ی محدودی دارد. خواسته هایی که در کمال وسعت شان، آسایش یک نفر رامی خواهند. بنا بر این جادوگری به نام گاندولف، که نمایان گر شعوری برتر و قوی تر در انسان است، آن فرشته ای که با تحکم انسان را، امر بر حق می کند؛ حلقه را از بیل بو ستانده و به فرشته ای به نام فرودو واگذار می نماید که بدون سو استفاده می تواند از قدرت نگاهداری کند.

    فرودو نماینده ی آن شعور و عقل برتری ست که در انسان عاشق همه چیز است و می داند که قدرت باید در دست همه باشد. در عین حال نیز می تواند آن را به امانت گرفته و به اعماق وجود انسان ببرد تا آن را نثار تمامی ذرات وجودش بنماید. بنابراین تسلیم حق و حقیقت می باشد. وی مظهر آن عقلی ست که خود را به خداوند مطلق تسلیم و واگذار کرده و تنها شاهد بر اوضاع و احوال باقی مانده است.

    الف ها نیز نوع دیگری از فرشته ها هستند که قدرت های خاصی دارند. در این مسیر گاندولف به قدرت های برتری دست می یابد که با آن به کمک انسان می آید. یعنی نیروهای پاک جادوی سفید، ارتقا یافته و بر نیروهای شیطانی جادوی سیاه، غلبه می کند. حمله ی درخت ها نیز نمایان گر این ست که نیروهای غیر انسانی طبیعت نیز در این جنگ به کمک او می شتابند؛ زیرا طبیعت یک انسان شرور ولی قدرتمند، در حد یک انسان می ماند و نمی تواند بر طبیعت فائق شود. اما طبیعت یک انسان نیک وعاشق همه چیز، از حد یک انسان می گذرد و به ماورای قدرت بشری دست می یابد. وقتی که عشق ما ماورای انسان باشد، قدرتمان نیز ماورای او خواهد بود.

    درنتیجه می بینیم که قدرت جادوگر منفی فیلم نابود می گردد. ارواح بخشیده نشده، نشان دهنده ی کسانی یا وقایعی هستند که انسان را آزرده اند. زمانی که انسان می آموزد که تمامی آزارها برای این بوده است که بتواند آنچه را که شایسته ترین است بخواهد، زمانی که درک می کند که همه ی این حوادث به امر خود و برای ارتقاء خویشتن بوده، همه چیز و همه کس را خواهد بخشید زیرا می بیند که همه در آزادی وی سهم داشته اند. هر چیزی که بتواند در آزادسازی فرد سهمی داشته باشد، در نهایت نیکی محسوب می گردد. در این فیلم تنها دو انسان ویژه وجود دارد. یکی آراگورن و دیگری بارومیر است که سمبل هایی از انسان در دو وضعیت متقابل همیشگی می باشند. اولی وضعیتی است که فرد را وادار به تبعیت از حقیقت مطلق می نماید و دومی وضعیتی است که فرد را وادار به اطاعت از حقیقت شخصی و انفرادی می کند.

    آراگورن مظهر انسان و انسانیت می باشد و حکومت وی نیز حکومت به حق انسان بر جهان می باشد. بارومیر آن وجه انسانی است که با شرف است ولی آزاد از دام های نفسانی نیست. یعنی نجات خود را بر نجات جهان ارجح می دارد. بنابراین توسط نیروهای نابودگر نابود می شود زیرا می خواست برای حفاظت خویش، جهان را به خطر بیاندازد. هر چند که صادقانه بود، ولی درست نبود. فرد برای حفظ خویش به حفظ جهان پیرامونش نیازمند می باشد.

    سم، سمبلی از وفای به عهدی ست که فرودو را همراهی می کند. در خاتمه فرودو وسوسه می شود که قدرت را نگه داشته؛ به روح و تاریکی ناشناخته مبدل گردد. چیزی که همیشه در برابر ماده و شناخته قد علم کرده است و گویا با آن می جنگد. اما فرودو متوجه می شود که نفس می خواهد بر او غلبه کرده و تمامی زحماتش را نابود سازد. می فهمد که در تمام زمانی که نفس، او را هدایت می کرد، به فکر این بوده است که به بالاترین قدرت ممکن دست یابد. تنها چیزی که می تواند انسان را برای رسیدن به آگاهی برتر تهییج کند، نفس و بی قدرتی حاصل از آن می باشد. بی قدرت همیشه عاشق قدرت می باشد.

    در نتیجه تنها اوست که عشق لازم را دارد و به دنبال قدرت تا هر کجا می آید. اما تنها اونیز تهدیدی برای آخرین مراحل واگذاری قدرت، می باشد. بنابراین در آخرین لحظات فرودو درک می کند که نفس هیچ گاه بی خطر و رام نخواهد شد. بلکه همواره در کمین است. اگر چیزی وجود داشته باشد، مدار قدرت به او تعلق یافته و مشروط می شود. آن گاه حاکم و خداوندگار آن مدار می گردد.

    برای بی خدابودن و هدایت شدن از درون، براساس تمایلات قلبی، هیچ چیزی نباید در مدار انرژی قرار گیرد. والا ذات و ماهیتش را به صاحب مدار تحمیل خواهد ساخت.

    داستان با حکومت ابدی آراگورن و وسعت یافتن عشق انسان از خویش به همه، پایان می یابد. به روایت داستان، انسان تنها زمانی می تواند جاودانه گردد که عاشق همه چیز باشد و از قدرتش علیه هیچ چیز استفاده نکند. برای این کار نیز باید عشق و قدرتش را به تمامی عالم هستی نثار کند. به آن چیزی که همه ی عالم را عاشقانه به وجود آورده است و تمایل به جاودانگی هر ماهیتی دارد. آراگورن پادشاهی است که به دلیل قدرت درونی اش برای رهبری جهان، انتخاب گردیده است. او همان قدر در اختیار دیگری ست که دیگری در اختیار وی می باشد. یکی برای همه و همه برای یکی، شعار چنین حکومتی می باشد. حکومت وی در این جهت می باشد که هیچ حکومت کننده ای وجود نداشته باشد. بلکه صرفا انجام وظیفه و قرار گرفتن در جایگاهی ست که توانش را داراست. در خاتمه فرودو نمی تواند خود را نجات دهد. به این منظور که عقل فردی در اقیانوسی از عقل الهی غرق می شود و به اوج تعالی خویش دست می یابد.

    ارباب حلقه ها فارق از تمام نقدها و تفاسیر خوب و بد، فیلمی ست که نامش تا ابد در تاریخ سینما ماندگار خواهد شد. به همین دلیل باید آن را دید.

     

    در صورتی که فیلم را تماشا کرده اید و یا با مطالعه مطلب پی به داستان برده اید نظراتتان را برای دیگران به اشتراک بگذارید

    موضوع: تفریحی,داستان,

    تعداد بازديد : 157
    نظرات()

    مطالب مرتبط

    کدامین نعمت پروردگارت را تکذیب میکنی؟
    گوشی دکتر محمدجواد ظریف چیه+عکس
    جملات ضد دختر!!!
    ویدئو موزیک امیر تتلو بنام نگفته بودی
    اگر زمان نیوتون موبایل وجود داشت!!!!!
    اینم شاید یه واقعیت وشاید هم نه در مورد عشق پسرکی و دخترکی
    اشتباه عجیب سام دخشانی و رضا یزدانی در برزیل! +عکس
    چرا بابا مو نداره
    کاربرد یا ابوالفضل در ایران
    رئیس جمهوری ایران در حال تماشای فوتبال ایران نیجریه(تصاویر)

    بخش نظرات این مطلب

    این نظر توسط نیما در تاریخ 1392/12/25 و 20:04 دقیقه ارسال شده است

    سلام خسته نباشید سایت زیبا و پر محتوایی دارید ممنون که منو لینک کردید ما هم لینک شما رو قرار دادیم
    با تشکر مدیر سایت تفریحی و سرگرمی


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( سرگرمی|فانی تایمز| )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    طراحی از آواسایت ترجمه از قالب گراف